عبد الرضا سالار بهزادى
87
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
اختصاصا جهت انجام اين امر از انگليسيها گرفت ، فرماندهء قواى ساخلو ايران در غوريان را محرمانه در جريان امر قرار داد و به او نوشت : « تمام افغانستان متعلق به دولت ايران مىباشد و اگرچه انگليسيها اصرار دارند من آنجا را تصرف كنم ، حاشا چنين اقدامى به عمل نخواهد آمد . » 117 امّا متأسفانه در اين هنگام دربار و دولت ايران چنان از انگليس ترسيده بودند كه به كلّى نه فقط از تمامى افغانستان ، بلكه حتى از هرات نيز طمع بريده بودند و فرصتهاى ذيقيمتى را كه در اين سالها در افغانستان به وجود آمد از دست دادند . در 1838 ميلادى ( 1254 هجرى ) انگليسيها تازه از مفاد عهدنامهء سرى انكيار اسكلاسى ( Unkiar Skalassi ) بين دولت روسيه و دولت عثمانى - كه در 1833 منعقد گرديده بود - و به موجب آن دولت عثمانى در برابر حمايت امپراتورى تزارى از باب عالى در مقابل شورشهاى بالكان و مصر حق استفادهء از درياى مرمره و گذر از بغازهاى به سفر و داردانل را در ميان تمام دول خارجى به صورت انحصارى به روسيه واگذار نموده بود مطلع شده بودند . آگاهى از اين امر و مشاهدهء نفوذ بىسابقه و غيرقابل رقابت پترزبورگ در دربارهاى ايران و عثمانى ، حكومت انگليس را متوحش ساخت و بيمناك از نقشههاى آتى روسها ، لندن سياست تحبيب و جلب دوستى و همكارى پترزبورگ را در پيش گرفت . روسها نيز به نوبهء خود بعد از اشغال جزيرهء خارك توسط انگليسيها نسبت به مقاصد انگلستان در مورد ايران ظنين شده بودند و نمىخواستند در صورتى كه انگلستان خيال تصرف دائم بخشى از خاك ايران را داشته باشد سر پترزبورگ بىكلاه بماند ، لذا دو دولت طى مكاتباتى كه بين لرد پالمر ستون و كنت نسلرود ( Count Nesselrode ) وزير خارجهء روسيه صورت گرفت ، توجهء يكديگر را به موافقتنامهء 1834 بين دو دولت در مورد تضمين استقلال و تماميت ارضى ايران جلب كرده و يكديگر را از پايبندى دولتهاى متبوع خود به موافقت نامهء مزبور مطمئن ساختند . زر و زور و خدعهء انگليس در اين زمان از سويى در كار به بازى گرفتن دولتمردان پترزبورگ و از سوى ديگر در پى فريفتن اولياى امور در تهران بود . سرانجام در 1841 ( 1257 هجرى ) روابط سياسى ايران و انگلستان بعد از انجام تقريبا همهء خواستهاى دولت انگليس ، تجديد گرديد . شادروان محمود معتقد بود كه انگليسيها حاجى ميرزا آغاسى را نيز در آن زمان با پول يا با وعدهء عنوان صدارت ( چون حاجى تا آن زمان عنوان صدراعظم نداشت ) خريدند . 118 هرچند بايد بدبينى شديد شادروان محمود را همواره مدنظر داشت ، امّا ، به هرصورت به وزارت رسيدن مجدد ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ايلچى كه از زمان فتحعلى شاه حقوق مستمر مادام العمر از حكومت كمپانى در هندوستان براى وى برقرار شده بود ، نشانگر نفوذ ديگربارهء انگليس در دولت ايران است . به مجرد وزارت ميرزا ابو الحسن خان ايلچى و تجديد رابطه با دولت انگليس ، مكنيل با آن سوابق و خاطرهاى كه از خود در ايران برجاى گذارده بود به منظور قدرت نمايى دولت انگليس به عنوان وزيرمختار به تهران آمد . در همان سال قرارداد تجارى بين ايران و انگلستان بر پايهء قرارداد تجارى تركمانچاى بين ايران و روسيه كه دولت انگليس اين همه سال خواستار